کسی چه میداند

فقط خدا میداند

هنوز روزی نیست که به خاطرم نیایی

که به یاد خاطره های ریز و درشت شیرینمان 

بی هوا 

میان شلوغی یا در خلوت 

لبخند ی بزرررررگ نزنم.

فقط خدا میداند

هنوز با مرور آن روز

بدنم کرخت میشود و پاهایم سست...

بغض میکنم و اشک میدود در چشمانم.

فقط خدا میداند

چقدر دلتنگت هستم،

چقدر دلم داشتنت را میخواهد.

حرفی نمیزنم از تو

میگذارند پای آنکه عادت کرده ام نبودت را

وگرنه فقط من میدانم

که فاصله ی تهران تا دماوند میتواند چقدر طولانی باشد 

و این جاده لعنتی تمام نشود.

که  هراز هر بار میتواند زیبا و ویرانگر باشد.هربار!

فقط خدا میداند 

چه حرف ها که بعد از گذشت این سال ها هنوز نگفته ام!

وگرنه...

غیر از "من" و "تو"و "خدا"

کسی چه میداند

"نیاگارا" یعنی چه....


بیتا