X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی

عطر گندم

درست یک هفته پیش همین ساعتا غرق خون و گیج و منگ ناشی از سقوط از یک طبقه ارتفاع تک و تنها رو زمین افتاده بودم.فقط انقدری جون داشتم که خودمو بکشونم تا گوشیم که کسی از حالم باخبر کنمو همینجوری اینجا از حال نرم. زنگ زدم اورژانس و تمام راه توی امبولانس تا بیمارستان و تمام مراحل پذیرش و عکس برداری و..... اولین سوالی که میکردند ازم 

"کسی رو نداری بهش زنگ بزنی؟”

من: نه.

حالا که بعد از یک هفته هنوز درگیر دکتر و مطب هستم اخرین یادگاری من از نود شیش شده یک عالمه کبودی روی بدن و صورتم یه بینی شکسته و گچ گرفته و بخیه خورده دو تا دندون شکسته یه مچ دست و لگن آسیب دیده.

حالا که بهترم به خانوادم گفتم که دور بودن ازم و دستشون کوتاه اما حالم بده از اون لحظه های که معرفت هیچکیو نمیدیدم در اون حدی که اگه تو حال بد بهش زنگ بزنم خودشو بهم میرسونه و میتونه دست یاری باشه برام

نوشته شده در چهارشنبه 16 اسفند‌ماه سال 1396ساعت 20:31 توسط بیتا

وقتی درد میکشی

جسمی و روحی 

و اون تنها کسی باشه تو این شهر که میتونه کمکت کنه.

اما ترجیح میدی به کسی که یه روزی بدترین نوع رفتنو انتخاب کرد زنگ نزنی.

نوشته شده در پنج‌شنبه 10 اسفند‌ماه سال 1396ساعت 08:51 توسط بیتا

یه شهر با همه ی آدمای ریز و درشتش یه طرف باشن

من یه طرف !

حال غریبیه...

نوشته شده در سه‌شنبه 8 اسفند‌ماه سال 1396ساعت 22:30 توسط بیتا


Design By : Pichak