X
تبلیغات
رایتل

عطر گندم

نمیدونم همه ی حرفاش راست بود یا نه 

آدم این روزا سخت باورش میشه اینچیزارو 

اما اگه راست بود یعنی مرد هنوزم پیدا میشه 

خب این خودش نشونه ی خوبیه.هوم ؟مگه نه؟

:)


نوشته شده در سه‌شنبه 30 آذر‌ماه سال 1395ساعت 00:02 توسط بیتا

پاییز امسال هم داره تموم میشه...

چه بی اندازه دلگیر بود این پاییزِ لعنتیه نود و پنج


نوشته شده در جمعه 26 آذر‌ماه سال 1395ساعت 15:44 توسط بیتا

آدما میان

میرن

میان

میرن

میرن

میرن 

...

شاید هم روزی برسه که بیان و دیگه نرن.

اما باید یادمون باشه اونی که چند بار اومده شاید بره و دیگه هیچ وقت نیاد.

نوشته شده در جمعه 26 آذر‌ماه سال 1395ساعت 15:33 توسط بیتا

من میگم برو

اما تو گوش نکن

تو که میدونی همیشه اونچیزی رو میگم که نمیخوام.تو که میدونی چقدر سخت میگذره برام تنهاییام.

تو بمون بگو نمیرم. بگو نرم میخوای چیکار کنی ؟تو قلدُری کن نزار رو حرفم که نبودنته پافشاری کنم...

من میگم ناز نمیکنم جدی هستم "برو"

تو بگو جدی هم بگی نمیتونم برم.بعد انقد بمون،انقد خوب باش تو این موندن که دیگه نتونم بگم نباشی که حرف و دل و عقلم یکی بشن و بیان سر زبونم و بگم "نرو" هیچ وقت نرو...


بیتا

نوشته شده در سه‌شنبه 23 آذر‌ماه سال 1395ساعت 22:20 توسط بیتا

تو رو به خدا بعد من مواظب خودت باش

گریه نکن آروم بگیر به فکر زندگیت باش

غصه ام میشه اگه بفهمم داری غصه میخوری

شکایت از کسی نکن با اینکه خیلی دلخوری

دلت نگیر مهربون عاشقتم اینو بدون 

دلم گرفته میدونی از هم جدا کردنمون

دل نگرونتم همش اگه خطا کردم ببخش

بازم منو به خاطر تموم خوبیات ببخش

منو ببخش،منو ببخش

اصلا فراموشم کنو فک منو نداشتی 

اینجوری خیلی بهتره بگو منو  نخواستی

برو بگو تنهایی رو خیلی زیاد دوسش داری

اگه تو تنها بمونی با کسی کاری نداری

دلت نگیره مهربون عاشقتم اینو بدون 

دلم گرفته میدونی از هم جدا کردنمون

دل نگرونتم همش اگه خطا کردم ببخش 

بازم منوبه خاطرتموم خوبیات ببخش

منو ببخش،منو ببخش


نوشته شده در شنبه 20 آذر‌ماه سال 1395ساعت 20:03 توسط بیتا

وقتی زخم میخوری

وقتی هرکی بهش اعتماد میکنی و بهش تکیه میکنی جاخالی میده

وقتی پشت هم روزگار برات بد رقم میزنه و تو محکومی به پذیرش سرنوشت.

وقتی همه ی اینا تو دوران بلوغ فکریت اتفاق میافته و تصویر تو از دنیا به اینشکل ساخته میشه.

بعد همه ی این اتفاقا تو دیگه آدم قبل نیستی و نمیتونی باشی!

دیگه خودتم خودتو نمیشناسی چه برسه به ....

نه اینکه بخوای بهونه بیاریو عالمو آدمو مقصر بدونی توی چیزی که بهش تبدیل شدیا.نه....

ولی خب این شرایط و اتفاقات تاثیر زیادی داره لامصب.

الان یه عده میان میگن شرایطو ما میسازیم و خواستن توانستن است و این صحبتا !

ولی اجازه بدید این تریبون رو ازتون بگیرم و نزارم اینارو بگید.

مرگ آدما دست ما نیست.بد بودن یه سری از اطرافیانمون دست ما نیست.اینکه تو چه جامعه ای به دنیا بیاییم و تو چه خانواده ای با چه دینی،فرهنگی،موقعیتی و ...دست ما نیست.خیلی چیزا دست ما نیست و تاثیر پررنگی داره رو زندگیمون قبول تغییر همه ی این شرایط و تبدیلش به شرایط ایده آل خودمون دست ماست اما حتی توی رسیدن به شرایط ایده آل هم برابری وجود نداره یکی برای رسیدن به شرایطش باید ده تا تلاش کنه یه نفر صدتا یه نفر هیچی!

از کجا رسیدم به کجا رو نمیدونم ولی خواستم بگم من خودمم خودمو نمیشناسم عزیزم شما که جای خود داری :)


بیتا

نوشته شده در یکشنبه 14 آذر‌ماه سال 1395ساعت 12:32 توسط بیتا

اینکه مث قدیما شب پیشش بخوابیو صدای قلبشو گوش کنی 

اینکه تو بغلش باشیو زیر لب ذکر زمزمه کنه و همه ی خاطرات کودکیت سرازیر بشه توی سرتو دوتایی مرورشون کنید.

اینکه نصفه شب وقتی خوابی ببوست و توی اوج خواب دلت قنج بره از این بوسه.

آرامشی لذت بخش تر از این همه مگه داریم؟

*اونجوری که دوسم داره،تنها دوست داشتنیه که بهش ایمان دارم.اونجوری که دوسش دارم حتی خودشم نمیدونه چه شکلیه.

نوشته شده در شنبه 6 آذر‌ماه سال 1395ساعت 01:19 توسط بیتا

حال ما خوب نیست

و "تو" باور کن

تنها باور کردن "تو" کافیست

نوشته شده در جمعه 5 آذر‌ماه سال 1395ساعت 22:30 توسط بیتا

رفتن انتخاب من نبود

ما محکوم به جدایی بودیم

نوشته شده در پنج‌شنبه 4 آذر‌ماه سال 1395ساعت 21:51 توسط بیتا

هم اکنون صدای ما رو از دمای منفی هفده درجه در سردترین زمان شبانه روز از منطقه ی مشاءی  دماوند میشنوید.

با ما همراه باشید.

:)

نوشته شده در پنج‌شنبه 4 آذر‌ماه سال 1395ساعت 13:52 توسط بیتا


Design By : Pichak